خرید بک لینک

درباره سایت

نخودی

آخرین مطالب

امکانات وب

بابای عزیزم ، اومد دیدنم ، با دیدنم ، موقعی که داشت میرفت گفت میرم برات چهار ،پنج میلیون پول تهیه میکنم رفت با برادرم که صحبت کرد دعواشون شد چند روز گذشت اما ظاهرا هرشب و روز جنگ و دعوا داشتن تا حدی که بابا م اینقد از دستشون عصبانی میشد که با عصا میخواست اونارو بزنه .(اوایل برادرم انگار میکرد و میگفت بارخرین هنوز پول نداده هنوز بار رو نکنده ، اما بار رو خیلی زود کندن ، بار هم کنده شد اما باز هم پول رو به بابام نداد حتی بارخرین رو نیاورد بابا ببینه ، بابام هیچ سال اینطوری باغشو نمیفروخت ، وقتی بابا خیلی داد و بیداد میکرد گفتن فقط ده ،پونزده میلیون بیشتر نمونده ، بابا میگفت امسال که پنجاه ،شصت

برچسب: آسمونی, نویسنده: هستی اسدیان تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 21:57

وقت بخیر امروز۳۰خرداد۹۶هست این اواخرخواهرزاده هام مثل طلب کاراا با همسرمو ما رفتار میکنن ارث پدر میخان ،مشکلشون خونه اییه که مادرم ب من داده ،پدرخدا بیامرزم چهار هزار متر باغ ب هر کدوممون داده وپشت خونه ،باغرو قرار شده بین مادوتا نصف کنن،و راه بارها و سالهاا تکرار کردن ،ک من از طرف خ.نه ی مادرم برم و خواهرم از طرف راه برادر مون. ،اما برادرم که خرش از پل گذشت .و برای بچه هاش خونه وزندگی ساخت یادش رفت ک خواهری داره، ،ب من ربطی نداره ، ک اینااا از من طلب کارن ، با همه ی اینااا گفتم که بیاد از راه من بره اما خواهرم ب من میگه خودتون میدونین شما و وجدانتون ...ً......ً.این حرفش برای من خیلی گرونن

برچسب: نخودی, نویسنده: هستی اسدیان تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 21:57

صفحه بندی